روایت در کسبوکار یعنی چه؟
روایت چارچوبی است که رویدادها، شخصیتها، عمل و پیام را به صورت یک ساختار معنادار به هم وصل میکند. با تعریف کردن یک سلسله اتفاق، روایت شکل نمیگیرد؛ روایت به ما کمک میکند ببینیم چرا آن اتفاقها مهماند، چه چیزی آنها را به هم مرتبط میکند و در مجموع چه برداشت کلی از آن سلسله اتفاقات میتوان داشت.
در مورد «روایت در کسبوکار» هم ماجرا همین است. روایت کسبوکار هم به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه تمام نقاط تماس کسبوکار مثل وبسایت، محصول، ارتباط با مشتری و … را به هم وصل میکند و در آنها حضور دارد. این یک «داستان کلان» است. روایتی که برای همه نقاط تماس مشتری با شرکت، معناسازی میکند. یک معنای مشترک و واحد.
داستان کجای ماجراست؟
داستانها قطعههای کوچکتر و ملموستر از روایت کلی هستند: داستان یک مشتری، داستان پشت صحنه تولید، داستان رهبر یا داستان یک کمپین خاص. این داستانها وقتی در چارچوب روایت بزرگتر قرار میگیرند، هماهنگتر و قدرتمندتر عمل میکنند.
به بیان سادهتر:
- داستان: یک روایت مستقل با شروع، وسط و پایان، حول یک موضوع یا شخصیت خاص مثل مدیر یا مشتری.
- روایت کسبوکار: چارچوب جامعی که چند داستان را به هم وصل میکند و ارزشها، چشمانداز، هویت و وعده برند را روایت میکند.
یک کسبوکار با روایت واضح، میداند که چرا وجود دارد، چه وعدهای میدهد و چگونه میخواهد در ذهن مخاطب نقش بازی کند.