سال‌ها نویسندگی به من آموخت که مردم با اطلاعات تصمیم نمی‌گیرند؛

با معنا و روایت تصمیم می‌گیرند.

امروز همین نگاه را در خدمت کسب‌وکارها و پرسونال‌برندها قرار می‌دهم تا روایت منحصربه‌فرد خود را کشف کنند و برندی بسازند که در ذهن مخاطب ماندگار بماند.

همه چیز از داستان شروع شد

از همان روزهایی که نوشتن برایم فقط یک علاقه .نبود بلکه راهی برای فهم انسان و دنیا بود.

وقتی با دنیای کسب و کار آشنا شدم

ورودم به فضای کسب و کار اتقافی نبود کنجکاوی من درباره آدمها انتخاب ها و دلیل موفقیت یا شکست برندها باعث شد به این دنیا نزدیک تر شوم در کنار ه با کسب و کارهای مختلف یک چیز برایم واضح تر از همیشه شد بسیاری از برندها محصول با خدمات خوبی دارند اما در ذهن مردم چایی ندارند

کشف یک مسئله مشترک

هرچه بیشتر دیدم و شنیدم متوجه شدم مشکل اصلی بیشتر برندها کمبود تبلیغات یا بودجه نیست؛ مشکل نداشتن یک روایت مشخص و متمایز است. برندی که نداند چرا وجود دارد برای چه کسی است و چه تغییری ایجاد میکند هرچقدر هم تلاش کند در در ذهنها ماندگار نمیشود.

تولد و ایجاد این فضا

استوریم، از همین نقطه شکل گرفت؛ جایی میان علاقه من به داستان. تجربه ام در دنیای کسب و کار و باورم به قدرت روایت. اینجا من به برندها کمک میکنم تمایز خود را کشف کنند. روایتشان را بسازند و داستانی تعریف کنند که نه تنها دیده شود بلکه به خاطر سپرده شود.

مردم برندها را به خاطر نمی‌سپارند؛

معنایی را به خاطر می‌سپارند که آن برند در ذهنشان ساخته است.