خاطرم هست همین چند سال پیش در ایام نمایشگاه کتاب، ناگهان سطح شهر تهران پر شد از بیلبوردهای نویسندهای که هرگز اسمش را نشنیده بودم. مدتها راجع به آن نویسنده و تبلیغاتی که انجام داده بود در فضای مجازی و محافل ادبی صحبت شد. ولی امروز بعد از گذشت تنها چند سال، هیچ کس نام او را به خاطر ندارد. نه خودش و نه کتابهایش. چند سال قبلترش هم نویسندهای با تولید محتوا در اینستاگرام توانست برای کتابش صفی طولانی در نمایشگاه کتاب ایجاد کند. امروز کسی دیگر کتاب او را نمیخواند و به کسی پیشنهاد نمیدهد.
این ماجرای درک نادرست از ساخت برند شخصی است. تفاوت بین شهرت و برند شدن. ساخت برند شخصی یعنی ساخت اعتبار و این با تبلیغات پرهزینه به دست نمیآید. برند شخصی شدن، نیازمند رعایت اصولی در طول سالیان است و به باور من، مسیری است که تا پایان عمر به طول میانجامد.
میشود چهار ستون اصلی برای ساخت برند شخصی تعریف کرد:
- تمرکز بر ارزشهای درونی
- مدیریت خویشتن
- حرکت تدریجی و مداوم
- داشتن تفکری استراتژیک شبیه برندهای تجاری بزرگ
برند شخصی بر پایهی یک وعده ارزشمند و منحصر به فرد بنا شده است. یعنی جامعه باید چهرهای را ببیند که ثبات قدم دارد و به اصول اخلاقی در طول زمان پایبند است.
یکی از علائق من که حتما به آن خواهم پرداخت، همین مبحث برندسازی شخصی است. به ویژه «برندسازی شخصی از طریق داستانسرایی» که جهان بسیار جذابی است.
در آخر
هیچ کدام از ما هرگز ندیدهایم که سطح شهر تهران پر شود از پوسترهای محمود دولتآبادی، هوشنگ مرادیکرمانی، رضا جولایی یا سایر بزرگان عرصهی ادبیات. ولی آیا کسی نام آقای نویسنده را به یاد دارد؟
مریم فردی